|
به نام خدا
به مناسبت شهادت امام رضا(ع: ضامن خراساني ساقی كه خود تجلى مستانه مىكند ما را خمار وارد ميخانه مىكند بنيانگذار شيوه ليلائيان رضاست كز دل جنون بسازد و ديوانه مىكند صد بار اگر به دست كريمش طمع كنيم باز از كرم نگاه رئوفانه مىكند از شمع جمع جان فنا گشتگان عشق ما را نگاه صبح تو پروانه مىكند سلمان تو اگر نشدم چاره كن شوم سلمانىات كه موى تو را شانه مىكند اى حاجتم نگاه تو يا ثامن الحجج ماييم در پناه تو يا ثامن الحجج ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 18 اسفند1386ساعت 2:22 بعد از ظهر  توسط فریبرز
|
به نام خدا
با سلام.شهادت خاتم النبیین حضرت محمد مصطفی(ص)وامام حسن مجتبی(ع)را تسلیت عرض می کنم.وهمچنین پیشاپیش شهادت ثامن الائمه علی بن موسی الرضا(ع) را نیز تسلیت میگوییم.
+ نوشته شده در جمعه 17 اسفند1386ساعت 9:38 بعد از ظهر  توسط فریبرز
|
+ نوشته شده در دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 2:29 قبل از ظهر  توسط فریبرز
|
به نام خدا
نگاه حسين (ع) اگرچه گلستان تو پرپر است جهان از نگاه تو صبحي زلال بهار است هرسو نظر ميكني پس از تو نگارينه حسن را مرامت همه ظاهر و باطن است ولاي تو در اين شب سوت وكور ولايي كه فردا چنان آفتاب
+ نوشته شده در یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 7:20 بعد از ظهر  توسط فریبرز
|
بسمه تعالی
با عرض پوزش از نبودم در این چند وقته شهادت سیدالشهدا و حضرت ابوالفضل را به تمام مسلمانان تسلیت عرض می نماییم.
حاج ملا سلطانعلى، كه از جمله عابدان و زاهدان بود، مى گويد :در خواب به محضر مبارك امام زمان (ع) مشرف شدم ، عرض كردم : مولاى من ! آنچه در زيارت ناحيه مقدسه ذكر شده است كه فَلَاندبَنَّكَ صَباحاً وَ مَساءً وَ لَاَبكِيَّنَ عَينُك بَدَلَ الدُموعِ دَماً صحيح است؟ فرمود: آرى !گفتم: آن مصيبتى كه در سوگ آن، به جاى اشك خون گريه مىكنيد، كدام است؟ آن مصيبت على اكبر است؟ فرمود: نه! اگر على اكبر زنده بود، او هم در اين مصيبت، خون گريه مىكرد !گفتم : آيا مقصود مصيبت حضرت عباس (ع) است؟ فرمود: نه! بلكه اگر حضرت عباس هم در قید حيات بود، او نيز در اين مصيبت خون گريه مىكرد !عرض كردم: آيا مصيبت حضرت سيدالشهداء (ع) است؟ فرمود: نه! اگر حضرت سيد الشهداء (ع) هم بود، در اين مصيبت خون گريه مىكرد !پرسيدم: پس اين كدام مصيبت است؟ فرمود :مصيبت اسيري عمهام زينب (س) است .
+ نوشته شده در شنبه 11 اسفند1386ساعت 0:25 قبل از ظهر  توسط فریبرز
|
به نام خدا
اینم سه تا مداحی قشنگ از عبدلرضا هلالی. آقام آقام...بنده ام بنده ی ولای توام.دانلود. حسین ای عشق دنیای دیوونه.دانلود. آقامون دلبره دلارو می خره...دانلود.
+ نوشته شده در جمعه 18 آبان1386ساعت 1:34 بعد از ظهر  توسط فریبرز
|
به نام خدا
سلام من حمید جلیلیان هستم نویسنده ی دوم این وبلاگ ببخشید چند وقتی نبودم و دوستم در نبود من سنگ تموم گذاشته ازاین به بعد من نیز در خدمت شما هستم راستی چرا اینقدر نظرها کمه لطفا بازدید کننده ها نظر بدن.تا ما بدونیم واسه کی داریم مینویسیم
+ نوشته شده در جمعه 18 آبان1386ساعت 1:3 بعد از ظهر  توسط فریبرز
|
بسم الله الرحمن الرحیم
اینم نوحه ای ازمرحوم سید جواد ذاکر که مناجات با امام زمانه. من که به کل آسمان ستاره ای نداشتم>>دانلود ---------------------------------------------------------------------------- اینم نوحه ی دیگره مناجات با امام عصر(عج) از سید جواد ذاکر. عمر ما رفت و چشم انتظاریم>>دانلود (اگرم خواستید یه فاتحه برای شادی روح سید جواد بفرستید) ------------------------------------------------------------------------- (التماس دعا) یا ابا صالح مدد مولا اباصالح مدد گفتم ای زیبا صنم یارم شوی گفتا که نه از وفا شمع شب تارم شوی گفتا که نه گفتمش از جان و دل ای گل خریدارت شوم یک زمان آیی خریدارم شوی گفتا که نه گفتمش زار و پریشان سر زلف توام آگه از دل زارم شوی گفتا که نه گفتمش بیمار و مست از چشم بیمار توام دلبرا یک شب پرستارم شوی گفتا که نه گفتمش در سر کوی تو هواخواه توام از وفاداری هوادارم شوی گفتا که نه گفتمش این دل بیچاره گرفتار تو شد یک دم ای زیبا گرفتارم شوی گفتا که نه گفتمش تیر غمت از پا درآورده مرا مردم از غصه که غمخوارم شوی گفتا که نه با همه جور و جفا دیدم که از دل با من است گفتمش راضی به آزارم شوی گفتا که نه (نظر یادتون نره)(یا علی)
+ نوشته شده در پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 0:59 قبل از ظهر  توسط فریبرز
|
به نام خدا
باسلام امروز براتون یه مطلبی دارم که حتم دارم خیلیها به اینگونه مطلبها نیازمنداند.این مطلبو از سایت بزرگ( www.mardoman.com )براتون اوردم این مطلب باعث از بین رفتن شک و تردیدها از وجود خداوند میشه امیدوارم بهره ببرید (ممنون میشم نظر بدید). -------------------------------------------------------------------------------------------------------------- وجود خداوند مسئله ای است که برای هزاران هزار سال متمادی، موضوع اصلی بحث اغلب کلاس های فلسفه و الهیات را به خود اختصاص داده است. بیشتر اوقات، بحثها حول محور مفروضات و تعریفات متفاوت می چرخند. فیلسوف هایی هستند که برای تمام طول عمر خود در مورد یک کلمه بحث می کنند، و در نهایت هم به جایی نمیرسند. از استاد فلسفه ای پرسیدند: "کلاست چطور پیش می رود؟" او هم پاسخ داد: "زیاد خوب نیست چراکه زمان حاضر-غایب و خواندن لیست، دانش پژوهان معمولا بر سر وجود و یا عدم وجود خودشان با هم بحث می کنند." افرادی که بیش از اندازه مشغول کارهای روزمره شده اند، ترجیح می دهند خودشان را درگیر چنین مسائلی نکنند. آنها تصور می کنند که چنین مباحثی تنها به بررسی های آکادمیک محدود می شوند، اما به هر حال فشارهای روزمره زندگی موجب می شوند که ما گاهی به سمت تصمیم گیریهای فیلسوفانه سوق داده شویم. اگر من از شما بخواهم که ثابت کنید در جیب خود 2000 تومان پول دارید، بدون هیچ تعللی، شما با نشان دادن این مبلغ، من را قانع می کنید. انسان ها حتی برای اثبات مفاهیم انتزاعی، باز هم از موارد عملی و عینی کمک می گیرند. به عنوان مثال اگر در مورد صداقت یک شخص از شما سوال کنم، به من چندین مقاله مختلف در مورد صداقت معرفی نمی کنید؛ بلکه مثال هایی را پیش رویم قرار می دهید که نشاندهنده درستکار بودن فرد مورد نظر باشند. تکنیک مناظره اکثر فیلسوفان بر پایه حذف هر گونه شواهد تکنولوژیک استوار می باشد. هدف این مقاله ارائه مدرکی کاملا منطقی، عملی، و عینی برای اثبات وجود خداوند از منظر علمی می باشد. به این منظور ما چنین پیش فرض هایی را در نظر می گیریم: "بشر وجود دارد، حقیقت وجود دارد، خلقت بشریت حقیقت دارد." اگر شما به ماهیت وجودی خود نیز شک دارید، بنابراین با خواندن این مقاله به جایی نمی رسید و باید پاسخ سوال خود را در جای دیگری جستجو کنید. آغاز (پیدایش) اگر قبول کنیم که بشر وجود دارد، آنوقت تنها دو مقوله برای تشریح نحوه پیدایش او به ذهن می رسد: یکی اینکه "ازل" وجود داشته و پیدایش انسانها از جایی شروع شده است و دوم اینکه اصلا هیچ آغازی وجود نداشته است. در کتاب های آسمانی آمده: "در آغاز خداوند آسمانها و زمین را خلق کرد." گروه هایی که منکر وجود خداوند هستند، اغلب معتقدند که هیچ نقطه شروعی وجود نداشته. عقیده آنها این است که ماده همواره یا به صورت ماده و یا در فرم انرژی وجود داشته و تنها اتفاقی که می تواند رخ داده باشد، تغییر شکل ماده از یک فرم خاص به فرم دیگر بوده است ولی ماده/انرژی به هر حال همیشه وجود داشته اند. شعار برخی از انسان شناسان افراطی نیز این است که: " ماده ماهیت خود وجودی دارد و توسط کسی آفریده نشده است." ملحدین نیز همیشه با استناد به این بیانیه موجز، اظهارات خود را استدلال می کنند. برای اینکه بفهمیم این نظریه تا چه حد می تواند صحت داشته باشد، باید ببنیم که شواهد علمی در این مورد چه می گویند. کهکشان راه شیری و تمام این کهکشان ها در حال حرکت هستند و به طور مداوم جایگاه آنها نسبت به یکدیگر تغییر پیدا می کند. این حرکت از یک الگوی کاملا منحصر به فرد پیروی می کند. نتیجه آن این است که با سپری شدن هر یک روز، فاصله این کهکشان ها از یکدیگر بیشتر می شود. به عنوان مثال اگر ما 3 کهکشان داشته باشیم که در نقاط A ، B و C مستقر شده باشند، و وضعیت آنها نیز درست مانند آنچه در شکل نمایش داده شده، باشد، فردا فاصله آنها از یکدیگر بیشتر می شود. به همین منوال پس فردا مثلث بزرگتری را مشاهده خواهیم کرد. ما در عالمی زندگی می کنیم که با گذشت هر یک روز، بزرگ و بزرگ و بزرگتر می شود. حال فرض کنیم که می توانستیم به گذشته بازگردیم! اگر امروز در یک موقعیت مشخص قرار داریم، پس طبیعی است که دیروز به هم نزدیکتر بودیم. دو روز قبل باز هم نزدیکتر بودیم. در نهایت فکر می کنید که تمام کهکشان ها کجا بودند؟ در یک نقطه! در آغاز! چیزی که داشمندان به آن "اتحاد و یگانگی" می گویند. دومین اثبات در منابع انرژی که سوخت جهان را تامین می کنند، نهفته است. . مانند تمام ستاره های دیگر، خورشید نیز انرژی خود را از طریق فرایند هسته ای که با نام انفجار هسته ای مرسوم است، تولید می کند. در هر ثانیه خورشید 564 میلیون تن هیدروژن را به 560 میلیون تن هلیوم تبدیل می کند که در طی این فرآیند 4 میلیون تن ماده در قالب انرژی آزاد می شود. با توجه به این مقدار قابل توجه سوختی که خورشید برای تولید انرژی مصرف می کند، تنها 2% از کل هیدروژنی را که از آغاز داشته، مصرف کرده است. عملکرد چنین کوره های سوزانی تنها به خورشید محدود نمی شود. هر ستاره ای را که در آسمان مشاهده می کنید با عملکرد مشابه انرژی تولید می کند. در سراسر عالم هستی غریب به 25 کوانتینیوم ستاره وجود دارد، که هر کدام از آنها در حال تبدیل هیدروژن به هلیوم می باشند، که نتیجه آن کاهش هیدروژن در کل گیتی می باشد. فقط فکر کنید! اگر در همه جای عالم هیدروژن در حال مصرف باشد و این فرایند از ازل تا ابد همواره وجود می داشته، امکان دارد چه مقدار هیدروژن باقی بماند؟ تصور کنید که من بخواهم اتومبیلم را بدون هیج بنزینی ( سوخت ) برانم. همچنان که من به راه خود ادامه می دهم، ممکن است چه اتفاقی روی دهد؟ بله؛ سوخت ماشین تمام شده و از حرکت باز می ایستد. این قضیه در مورد خورشید و سایر ستارگان نیز صدق می کند. اگر جهان از قبل وجود می داشت، آنگاه ما باید خیلی پیش تر از این ها ذخیره هیدروژن خود را از دست می دادیم. این درحالی است که خورشید هنوز 98% از هیدروزن آغازین خودرا حفظ نموده. حقیقت اینجاست که هیدروژن یکی از مواد فراوان عالم است! به هر کجا در فضا که نگاه می کنیم قطر 21 سانتی متری هیدروژن را میبینیم. این ماده طیف وسیعی از فضا را به خود اختصاص داده است، و این امر میسر نخواهد بود، مگر اینکه همه چیز یک شروعی داشته باشند! سومین راه برای محکوم کردن ملحدان ، با استناد به قانون سوم ترمودینامیک، قابل اثبات می باشد. در هر نظام بسته ای، اختلال و آشفتگی به وجود می آید. اگر اتومبیلی سال ها بدون هیچ گونه تعمیری کار کند، در آن بی نظمی به وجود می آید و این امکان وجود دارد که دیگر نتواند به راه خود ادامه دهد. کهنه شدن و فرسودگی یک مطابقت ساده با قانون دوم ترمودینامیک دارد. اجرامی که در فضا هستند نیز فرسوده می شوند. ستاره شناسان فرآیند سالخوردگی را با مرگ گرما می شناسند. اگر کیهان چیزی بود که: " همیشه بوده، یا تا ابد خواهد بود" همانطور که دکتر "مارل ساگان" نیز به آن اشاره داشته، آنگاه هیچ چیز نمی توانست برای بهبود، و یا برای تعمیر و مرمت به آن اضافه شود. حتی اگر جهانی بود که گسترش پیدا می کرد و بعد از هم فرو می پاشید و مجددا گسترش پیدا می کرد، به هر حال از بین می رفت به این دلیل که نور و گرمای خود را هر بار که بسط پیدا می کرد و می خواست دو مرتبه به جای اول باز گردد از دست می داد. عقیده کافرین که اظهار می دارند ماده/انرژی ابدی است، به دلایل فیزیکی مردود اعلام می شود و از نظر علمی فقط اعتقاد دینی صحیح می باشد که مشتمل بر این امر است که شروعی برای خلقت وجود داشته. علت (خالق) حال که دانستیم خلقت شروعی داشته، با این مسئله مواجه می شویم که آیا علتی در بر داشته یا بی دلیل بوده؟ کتاب های آسمانی می گویند: "خداوند در آغاز آسمانها و زمین را خلق نمود." با این عبارت نه تنها متوجه می شویم که خلقت علتی داشته بلکه در می یابیم که دلیل آن "خداوند" بوده است. ملحدان به ما می گویند: "ماده همواره وجود داشته و خلق نشده". اگر ماده آغاز داشته اما هیچ علتی در ورای آن وجود نداشته تنها می توان به این نتیجه رسید که یک چیزی از هیچ چیز به وجود آمده. به این معنا که در یک فضای خالی، بدون هیچ قدرت، ماده، انرژی و هیچ گونه دانایی و ادراکی به وجود آمده. حتی اگر هم دلیلی داشته باشد که هنوز با علم امروزی نتوان آنرا اثبات کرد، باز هم از نظر منطقی و عینی این بیانیه قابل قبول نیست. اگر بخواهیم این مسئله را قبول کنیم که امکان دارد چیزی از هیچ چیز به وجود آید آنوقت تمام قوانین علمی که مربوط به بقاء ماده و انرژی می شوند نیز زیر سوال می روند و اساسا باید گفت که علم شیمی باطل است. قانون بقاء تکانه ها نیز زیر سوال رفته و علم فیزیک ناصحیح می شود. تمام روابط الکترونیکی از بین می روند و علم الکترونیک مبطل خواهد شد. در چنین شرایطی دیگر نباید انتظار داشته باشید که تلویزیون خانگی تان کار کند!! تلویزیونتان کار نمی کند اما علت این نیست! برای قبول این امر که پیدایش ماده دارای هیچ گونه علتی نمی باشد، باید تمام قوانین و اصول دانش و علوم مختلف را دور ریخته و یک خط بطلان بزرگ بر روی همه آنها بکشیم. هیچ انسان منطقی، هیچ موقع چنین کاری را تنها برای حفظ جایگاه انکارانه خود در مورد خداوند، انجام نمی دهد. عقیده ملحدان پیرامون این مطلب که ماده ازلی بوده، سهو محض می باشد. همچنین اعتقاد آنها در این مورد که گیتی بدون علت بوجود آمده و خودزا بوده نیز خیار تخلف وصف است. از سوی دیگر آیات کتب آسمانی که مبنی بر وجود ازل هستند، به طور جدی از طریق دلایل و مستندات علمی قابل حمایت می باشد. طرح (هدفمندی) اگر ما بدانیم که خلقت شروعی داشته و این شروع نیز دلیلی داشته یک سوال دیگر باقی می ماند - - علت آن چیست؟ کتب آسمانی نیز به ما می گویند که خداوند علت این آفرینش محسوب می شود. در ادامه می خوانیم که خداوند که خودش علت محسوب می شود این کار را با خرد، شعور، برنامه ریزی، و برهان و منطق انجام داده است. همچنین در آیات مقدس می خوانیم که خداوند: "در وجود تمام مخلوقاتش نهفته است" از سوی دیگر ملحدین سعی می کنند ما را متقاعد کنند که ما زاده شانس هستیم و کاملا اتفاقی پا به عرصه حیات گذاشتیم. "جولین هاکسلی" معتقد است: ما هم درست مانند برخی نیروهای غریب به وجود آمده یم،همان نیرویی که باعث می شود سنگ از بالا به پایین بیفتد،و یا نیرویی که باعث جزر و مد آب دریاها می شود. وجودما کاملا اتفاقی و تصادفی است؛ انسانها صرفا به وسیله یکسری حوادث مفید استثنایی طولانی مدت، توانسته اند بهجسمانیت برسند. مقوله هدفنمد بودن خلقت را می توان با اتکا به روش های متفاوت اثبات نمود. برای برخی از افراد تنها نگاه کردن به یک نوزاد تازه تولد یافته، کافی است تا مقوله شانس و تصادف را حذف کنند. دانشمندان امرزوی نظیر "پول دیویس" و "فردریک هویل" و سایرین به شدت مخالف نظریه شانس در اثبات پدیده های طبیعی هستند. یکی از قوانین بنیادین دانش امروزی که در دهه هشتاد پا به عرصه پژوهش گذاشت نظریه "اصل پیدایش انسان می باشد." با استناد به این اصل، وجود هر گونه شانس و یا تصادف حتی در پیدایش کوچکترین ذرات و اتمها از نظر علمی غیر قابل قبول می باشد، چه برسد به پیدایش انسان. اگر شانس فاقد هرگونه ارزش و اعتباری باشد، ما مجبوریم که نظریه "هاکسلی" را رد کنیم و صرفا ایمان بیاوریم که وجود ما نشات گرفته از خلقت خدایی آگاه و دانا است.
+ نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 11:56 بعد از ظهر  توسط فریبرز
|
به نام خدا
با سلام ایندفعه دو داستان زیبا از دو مرد خدا براتون دارم. شهيد نواب صفوى ، شير مرد مخلص و دلاور، نخستين مردى كه جنگ مسلحانه بر ضد رژيم محمدرضا شاه پهلوى ، به راه انداخت و با يارانش ، چند نفر از مهره هاى درشت آن رژيم را اعدام انقلابى كردند، سرانجام در سال 1334 شمسى ، او را اعدام كردند، و در حالى كه صداى ((اللّه اكبر)) او بلند بود، به شهادت رسيد، قبرش در ((ابن بابويه )) شهر رى مى باشد.از خاطرات در دوران كودكى اينكه : يكى از همكلاسان او در مدرسه حكيم نظامى تهران ، مى گويد: هنگام بازگشت از مدرسه ، با يكى از همكلاسى هايمان نزاع كرديم ، او سنگى پرتاب كرد و سر مرا شكست ، گريه كنان به منزل پدرم رفتم ، پدرم كه چهره خون آلود مرا ديد، برآشفت و براى تنبيه آن كودك ضارب ، به دنبال من به راه افتاد. ضارب ، وقتيكه پدرم را با قيافه خشمگين ديد، بر خود لرزيد و به كنارى پناه برد.ناگهان سيد مجتبى صفوى (همكلاسى ما) به جلو آمد و به پدرم گفت : ((ما با هم شوخى مى كرديم ، و من سنگى پرتاب كردم و سر پسر شما شكست ، و اكنون ، براى هر گونه مجازاتى آماده ام ، من تعجب شديد كردم ، گفتم : او (سيد مجتبى ) نبود بلكه اين (ضارب ) مرا زد. ولى سيد مجتبى با قيافه اى جدى مى گفت : ((من بودم ، و براى هر گونه مجازاتى ، آماده هستم )).پدرم در مقابل آن صراحت و خضوع ، با تعجب به خانه برگشت ، از مجتبى پرسيدم تو كه ، سنگ به من نزدى ، پس چرا اين قدر پافشارى كردى ، كه من زده ام .سيد مجتبى در پاسخ گفت : ((درست است كه ضارب ، كار بدى كرد، و بناحق سر تو را شكست ، ولى او را مى شناسم ، او يتيم است ، و پدرش از دنيا رفته است ، من نتوانستم آن حالت خشم پدرت را نسبت به آن يتيم ، تحمل كنم ، خواستم به اين وسيله تا اندازه اى از درد يتيمى او بكاهم
هر وقت شاه گبر شد در زمان رضا خان،زمانی قصد کردندنماز جماعت راتعطیل کنند.در مسجد جامع که ائمه ی جماعت متعددی داشت،هر از آنها به دلیلی نیامدند.یکی به مسافرت رفت،دیگری به اصطلاح مریض شد!اما آیت الله شاه آبادی برای نماز عازم مسجد شدند.آن روز عوض مردم نامز گزار ،عده ایی قزاق در مسجد حاضر شده بودند. در راه مسجد،یکی از مرید های ایشان به آفا می گوید:در مسجد قزاق ها ریخته اند.آقامی فرماید:خب ، قزاق ها ریخته باشند! و وارد مسجد می شوند. یکی از افراد دولت با لباس شخصی جلو می آید وبه آقا می گوید :آقا مگر نمی دانید تعطیل است ؟آقا در حالی که حتی سرشان را بلند نکرده بودند که او را نگاه کنند ،هب او فرمودند :برو بگو گنده تر از تو بیاد !گفت من بزرگتر ه ستم . آقا فرمودند :اگر با تو حرف بزنم،بعدا کس دیگری نیست که اعترض کند؟گفت :خیر فرمودند:این جا کجاست؟ گفت:تهران. فرمودند:نه انجا کهایستاده ای و با تو صحبت می کنم کجاست ؟ گفت: مسجد فرمودند :من کی هستم؟ گفت: پیشنماز. فرمودند :مملکت چه مملکتی است؟ گفت:ایران فرمودند:ایران، دینش چیست؟ گفت:اسلام. فرمودند :شاه چه دینی دارد؟چون نمی دانست بگوید مخالف قرآن ونماز واسلام است،گفت:شاه مسلمان است. ایشان فرمودند:هر وقت شاه گبر شدواعلام کرد که من کافرم، ویا یهودی ونصرانی هستموبالای سر این مسجد ناقوس زدند ،من که پیشنماز مسلمانان هستم،می روم ودر مسجد مسلمانان نماز می خوانم .ولی مادامی که اینجا ناقوس نزدند وشاه هم اعلام گبریت وکفر نکرده،من پیشنماز مسلمانان باید در اینجا نماز بخوانم. پس از این گفت وگو ، وارد شبستان شدندبا یانکه کسی برای مسجددر نماز نبود ،داخل محراب به نامز ایستاده اند.یکی نماز گزارانکهایشان را دیده بود در مسجد،فریاد «الصلوة» را بلند کرد.مردم هم که نماز گزار بودندبا منع وجود آمده،مشتاق تر شده بودندوبه مسجد هجوم آوردندوبساط شاه وقزاق ها به هم خورد. التماس دعا.
+ نوشته شده در سه شنبه 15 آبان1386ساعت 12:58 بعد از ظهر  توسط فریبرز
|
|
|